تبليغاتX
ریحان بانو -
هرچی دوست دارم مینویسم

دلم تنگ شده . براي دريا يا آسمون نمي دونم شايدم براي ستاره دلم تنگ شده شايدم براي سبزي سبزه ها ، نمي دونم ، هيچي نمي دونم .

نمي دونم از كجا شروع شد و به كجا تموم شد ! شايد اول و آخرمون بر سر يه دو راهي بود كه يكيش راه من بود و يكيش راه تو ! هر چي بود راه من و تو يكي نبود ! عشقمون زميني بود و لي خودمون .......

نمي خوام از خودمون بگم  .....

نمي خوام از حسمون بگم  .....

نمي خوام بگم تو اون چشمها چي مي ديدم و تو اون ها رو ازم گرفتي .....

حتي نمي خوام از حال و روز الانمون بگم ......

آخه من هيچي نمي دونم كه بخوام بگم ......

نمي دونم الان كه بي تو ام حالم خوبه يا بد .....

نمي دونم بدون تو بودن برام بهتره يا بدتر .....

نمي دونم الان كجام .......

نمي دونم الان چيم ......

خلاصش گم شدم تو اين .......... نمي دونم كجا .........

شايد اين حسم به خاطر اينه كه نمي خواستم بهت وابسته بشم ولي شدم .....

هه.......  چي دارم مي گم ديوونه شدم ......

تا الان هرچي گفتم بزار پاي بچيگيم ..... پاي ندونم كاريهام .........

اگر زيادي حرف زدم من رو ببخش . من ..... من فقط خواستم بگم من رو بخاطر اشتباهاتم ببخش .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 0:28  توسط آناهیتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تو این صفحه چیزهائی نوشته میشه که باید دور بریزیم ولی می تونیم ازشون یه جور دیگه هم استفاده کنیم . در حقیقت این صفحه یه مکان برای بازیافت کردن فکره من است

پیوندهای روزانه
نیمه
من دموکرات هستم
یه نقطه مبهم
نقطه ویرگول
آب و آتش
راه نو ایران
حریم دل
مسیح عادی
عتیقه جات
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM