![]() |
![]() |
|
| هرچی دوست دارم مینویسم |
|
چند وقت پيش تو يه جلسه اي بودم كه در مورده خدا توش بحث مي شد آخر جلسه ، اون خانمي كه به نوعي جلسه رو اداره مي كرد گفت براي خدا نامه اي بنويسيد و براي برنامه بعدي هركس كه دوست داشت مي تونه بياد و نامش رو بخونه . من در باره اين كه چي مي خوام تونامم بنويسم كلي فكر كردم ، به اين انديشيدم كه چي از خدا مي خوام و اينكه مي خوام كه چه اتفاقاتي نيافته : از خدا موفقيت تو درس و تحصيل ، محبوب شدن پيش همه ، پول ، مقام و..... مي خوام . از خدا مي خوام كه هيچ موقع شرمنده اين و اون نشم ، آبروم نريزه ، بيمار نشم ، هيچ جا كم نيارم و...... يه چند روزي از جلسه مي گذشت كه من ياد حرف هائي افتادم كه قبل از جلسه يه بزرگي بهم گفته بود :( به اين فكر كن كه هميشه تنهائي . به نسبت هائي كه با بقيه داري فكر نكن . يادت باشه كه تو از اول تنها بودي و تنها هم پيش خدا خواهي رفت . خدا تو رو تنها مي پذيره و به خاطره كارهائي كه تو دنيا كردي يا نكردي باز خواستت مي كنه . تو تنها به خاطر كارهاي نيكي كه كردي پاداش مي گيري و به خاطر كارهاي بدي كه كردي تنبيه مي شي و هيچ كس در اين موارد با تو شريك نيست ) اون آقا حرف هاي جالب زيادي زده بود ،كه من تو اين مدت ، مي شه گفت فراموششون كرده بودم و حالا بعد از گذشت چند وقت همشون يادم اومده بود . حالا كه دارم به اين فكر مي كنم با داشتن اين همه نسبت كه با اطرافيانم دارم و كلي كار هاي اجتماعي كه انجام مي دم و كلي چيز ديگر كه دارم يا شايدم نداشته باشم ، چقدر تنهام ، چيزي به ذهنم نمي رسه كه از خدا بخوام . حالا كه فكر مي كنم وقتي پيش خدا مي رم هيچ يك از موقعيت هاي اجتماعيم تاثيري در نگاه خدا بر من نداره ، به تنها چيزي كه فكر مي كنم اينه كه ، نكنه برم پيش خدا و شرمنده باشم ، نكنه برم پيشش و او رو از من برگردونه . حالا فقط ازش مي خوام كه پيشش رو سفيد باشم ، حالا فقط مي خوام كه هميشه حضورش رو در كنارم حس كنم . حالا ازش مي خوام كه زير سخت ترين مشكلات كه بزرگترين آدم ها هم زير اون ها تاب نمي يارن من به يادش باشم و بودنش رو در كنارم لمس كنم . حالا فقط ازش مي خوام كه من رو به خاطر گناهانم ببخشه و كمكم كنه تا ديگه گناهي انجام ندم . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 18:6 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو این صفحه چیزهائی نوشته میشه که باید دور بریزیم ولی می تونیم ازشون یه جور دیگه هم استفاده کنیم . در حقیقت این صفحه یه مکان برای بازیافت کردن فکره من است
|
| پیوندهای روزانه |
|
نیمه من دموکرات هستم یه نقطه مبهم نقطه ویرگول آب و آتش راه نو ایران حریم دل مسیح عادی عتیقه جات آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|