![]() |
![]() |
|
| هرچی دوست دارم مینویسم |
|
دلم پر از حرفه ولي هيچكدومشون نه به زبونم ميان و نه به دستم ياري مي دن تا رو كاغذ بيان ! خداي من چه قدر كار عقب افتاده دارم ! چه قدر خسته شدم ! مي پرسي از چي ؟ مي گم از همه چي ! چه قدر تو انجام كار هام بي همت شدم ! تو را چه شده ، اي ريحان بانو ؟ به كجا سفر كردي بي بار و بونه كه اين طوري تو راه موندي ؟ نكنه بار و بونه جمع كردي ولي مقصدتو معلوم نكردي ! ها راستشو بگو نكنه رفتي نا كجا آباد ، حالا گم و گور شدي ؟ هوم راستشو بگو معصوميت كودكيت رو كجا جا گذاشتي ؟ كجا اون پاكي و صفاي دلت رو گم كردي ؟ ها ، شايدم خودت قايمشون كردي ؟ نكنه ترسيدي و فقط مثل بچگي هات تو كمد ، پيش عروسكات همون عروسكائي كه حنوض دوستشون داري ، خودتو پنهون كردي ؟ دلت گرفته مي دونم . اما تو هم بدون با بست نشستن كنج خونه و غم خوردن و آه كشيدن و حسرت گذشته ها رو خوردن و تو رويا رفتن ، هيچ چيز درست نمي شه . مگه اين تو نبودي كه مي گفتي من يه دختر جوان و لي به شدت مرد صفتم ! هاااااا ( خانوم ها بهشون بر نخوره خواهشا ) پس بزن به ميدون ، مردونه به خواسته هات و كارهائي كه ميخواي عمل كن خانومي ! فقط يادت باشه براي به ميدون رفتنت هرچي لازمه با خودت همراه كني و يادت باشي خدا هيچ وقت بنده هاشو تنها نمي زاره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 1:9 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو این صفحه چیزهائی نوشته میشه که باید دور بریزیم ولی می تونیم ازشون یه جور دیگه هم استفاده کنیم . در حقیقت این صفحه یه مکان برای بازیافت کردن فکره من است
|
| پیوندهای روزانه |
|
نیمه من دموکرات هستم یه نقطه مبهم نقطه ویرگول آب و آتش راه نو ایران حریم دل مسیح عادی عتیقه جات آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|