![]() |
![]() |
|
| هرچی دوست دارم مینویسم |
|
بازم سختي : مي گم تنها در خانه اما اين دو ، سه روزي نذاشتن تو خونه يه لحظه تنها باشم اگر هم تنها بودم يه كاري دستم دادن كه مجبور بودم به اون برسم ( براي مثال بايد عرض كنم پخت آش پشت پا براي مامان خانوم به سفارش دوستان ) البته تو اين دو روز يكي از اقوام كه خيلي با هم جوريم دو بار به هم سر زده كه از هر دو بارش خيلي لذت بردم . چيزي كه مي خوام بگم ربطي به خانه داري من تو اين چند روز نداره بلكه ربط به اجتماع و جامعه يا دولت مردها يا هر كس ديگه اي داره كه من نمي دونم ، بگذريم . چند روز پيش تو مترو نشسته بودم كه تو يه ايستگاه ، يه خانم پير كه يه چشمش بسته بود و يه عصا هم دستش بود با يه كيسه بزرگ وارد قطار شد . جائي براي نشستن نبود براي همين يكي از خانم ها كه نزديك به او بود از جاش بلند شد و از اون پيرزن خواست كه بري سره جاي اون بشينه اما اون خانم پير گفت نه مادر من بايد جنس هاي تو اين كيسه رو بفروشم ، راستش رو بخواهيد پيش از اين كه دلم براي اون پيرزن بسوزه افسوس خوردم به حال خودم و مردمي كه دارن تو اين كشور زندگي مي كنن ! مي پرسي چرا ؟ الان مي گم : غير از اين پيرزن که تو مترو دیدم ، من سوار تاكسي شدم كه رانندش يه پيرمرد رنجور بوده و البته غير از اينكه گوش هاي سنگيني داشت ، پاهاش هم قدرت فشار اوردن روي پدال گاز و دست هاش قدرت چرخوندن فرمون رو نداشتن . من تو خيابون پيرمرده خميده و آفتاب سوخته اي رو ديدم كه جارو بدست به آرامي داشت کنار خيابون رو جارو ميزد . حتما تا به حال خودتون مثال اين اشخاص زياد ديديد . مي دونم كه بعضي وقت ها بعضي آدم ها يه كاري مي كنند كه مجبور مي شن آخر عمرشون رو به سختي طي كنن اما چرا نبايد اين دولت مسخره يه فكري به حال اين جور افراد بكنه ؟ چرا اين افراد كه موقع استراحتشونه بايد به سختي كار كنن ؟ چرا ؟ چون گروني نمي زاره همون حقوق كم بازنشتگي شكم اون پير مرد و پير زن سير بشه ؟ دلم به حال خودم مي سوزه كه بايد در آينده بيش از اين سختي بكشم تا شكم خودم و خانوادم سير باشه گرچه من يك زنم و و در آينده اين من نيستم كه بايد خرج يك خانواده را بدم . شرمنده من وقتي خيلي ناراحت يا عصباني مي شم ،خوبي ها از يادم ميره پس : لعنت به اين دولت با اين ................ يادمه تلويزيون تو دهه فجر از مصاحبه هاي دم انقلاب نشون مي داد و خيلي ها هدفشون رو از انقلاب و سرنگون كردن رژيم ، رفاه مردم و جامعه اعلام كردن . هه فقط مي تونم بگم مسخره است . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 0:32 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو این صفحه چیزهائی نوشته میشه که باید دور بریزیم ولی می تونیم ازشون یه جور دیگه هم استفاده کنیم . در حقیقت این صفحه یه مکان برای بازیافت کردن فکره من است
|
| پیوندهای روزانه |
|
نیمه من دموکرات هستم یه نقطه مبهم نقطه ویرگول آب و آتش راه نو ایران حریم دل مسیح عادی عتیقه جات آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|